تبليغاتX
شب های غم

شب های غم

از گریه او شب همه‌شب، دوش نخفتم// پیداست ز شوریده که شوریده‌تری زاد»

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 21:17 توسط اعظم |


غم دنیا رو دوشم بود به ابروم خم نیومد 
گذشت من یه دریا بود و بخشش کم نیومد 

تحمل که مرامم شد گرفتاری به نامم شد

تو این دنیای آشفته خدا شکرت کلامم شد 

خدا شکرت کلامم شد

صبور بودم صبور بودم یه کوه پر غرور بودم

توی تاریکی و ظلمت یه روزن پر ز نور بودم

اگر دل را به کس بستم دلم را هدیه کرد دستم

بدی دیدم و بخشیدم به بدبینی نپیوستم

غم دنیا رو دوشم بود به ابروم خم نیومد

گذشت من یه دریا بود و بخشش کم نیومد

تحمل که مرامم شد گرفتاری به نامم شد

تو این دنیای آشفته خدا شکرت کلامم شد

خدا شکرت کلامم شد

صبور بودم صبور بودم یه کوه پر غرور بودم

توی تاریکی و ظلمت یه روزن پر ز نور بودم

من از دنیا نترسیدم به عمق غصه خندیدم

چرا آخر خدا را من همیشه در کنار دیدم

غم دنیا رو دوشم بود به ابروم خم نیومد

گذشت من یه دریا بود و بخشش کم نیومد

تحمل که مرامم شد گرفتاری به نامم شد

تو این دنیای آشفته خدا شکرت کلامم شد


+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 21:1 توسط اعظم |


 

اونی که میخواستم چرا تنهام گذاشت

مگه یه روز نمیگفت ارزویه داشتنه منو داشت


اونی که میخواستم چرا تنهام گذاشت

مگه یه روز دلشو تو دستام نذاشت


اونی که میخواستم چرا تنهام گذاشت

مگه از من به جز عشق چی میخواست

اونی که میخواستم چرا تنهام گذاشت

 تنهام گذاشت ..... چون منو نمی خواست


+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 11:32 توسط اعظم |


اگه تو بخوای دنیامم میدم ؛ فقط تنهام نزار....

 

اگه تو بخوای غرورمم می شکنم ؛ فقط تو تنهام نزار....

 

اگه تو بخوای میمیرم برات ؛ فقط تو پیشم بمون...

 

اگه تو بخوای تک تک ستار های آسمون رو می چینم برات ؛ فقط تو پیشم بمون....

 

 تنهام نزار دیگه!...آخه من چه بدی در حقت کردم؟!...چرا تنهام می زاری؟...مگه خوبت نبودم؟!....

 

مگه تو نمی گفتی:اگه تموم دنیارم  به من بدن هیچ وقت تنهات نمی زارم!...پس چی شد؟!...خودت داری تنهام می زاری!...عشقم ؛ مهربونم ؛  مگه نمی دونی من بی تو نمیتونم زنده بمونم!...

 

مگه نمی دونی دلیل بودنم فقط تویی؟!

 

مهربونم پس چرا تنهام گذاشتی؟!...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 11:13 توسط اعظم |


ان قدر زجر کشیدم زجهان سیر شدم/ صورت گرچه جوان است ولی پیر شدم .

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 11:8 توسط اعظم |


کاش بدانی لحظه هایم چقدر  بی تو تنهاست... 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 11:17 توسط اعظم |


دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است

دلم برای کسی تنگ است که محرم اصرار است

دلم برای کسی تنگ است که راهنمایی زندگیست

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگیهایم است

دلم برای کسی تنگ است .............


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 11:6 توسط اعظم |


 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388 19:49 توسط اعظم |


پس از دوسال رفیق غم مرد
در ذهن کوچکم متولد شد و در گوشه قلب تاریکم مرد
و می روم تا مسافر کویر زندگی شوم ...
دو سال پیش با رفیق غم همراه شدم
با خاطرات اش ، با شبهای پر ز دلتنگیش ، با دردهایش
خداحافظی می کنم هرچند که جدایی سخت است
می روم تا شاید فصل جدیدی را در زندگیم آغاز کنم
همه ما مسافر کویر زندگی هستیم .....


+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388 19:42 توسط اعظم |


 

دو چشم خسته اش از اشك تر بود
ز روي دفترم چون ديده بر داشت
غمي روي نگاهش رنگ مي باخت
حديثي تلخ در آن يك نظر داشت
مرا حيران از اين نازكدلي كرد
مگر اين نغمه ها در او اثر داشت ؟
چا دل را به خاكستر نشانيد؟
اگر از سوز پنهانش خبر داشت
نخستين بار خود آمد به سويم
كه شوقي در دل و شوري به سر داشت
سپردم دل به دست او چو ديدم
كه غير از دلبري چندين هنر داشت
دل زيباپرست من ز معشوق
تمناي نگاهي مختصر داشت
نگاهش آسماني بود و افسوس
كه در سينه دلي بيدادگر داشت!
پر پروانه اي را سوخت اين شمع
كه جانان را ز جان محبوب تر داشت
به پايش شاعري افتاد و جان داد
كه آفاق هنر را زير پر داشت
نمي داند دل پر درد شاعر
چه آتش ها به جان زين رهگذر داشت
ولي داند : « ........» تاج سر بود
اگر غير از محبت سيم وزر داشت!

مرا گويد مخوان شعر غم انگيز
كه حسرت عقده گردد در گلويم!
خدا را ، با كه گويم كاين ستمگر
غمم را هم نمي خواهد بگويم!

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388 19:25 توسط اعظم |


اگر میبینی که زنده ام ، نفــــــس میکشم ، تنها به خاطر وجود توست

اگـر میبینی شــــــادم ، خندانم ، با این وجود اين همه غم و غصه در دل دارم

تنها به امید بودن توست

اگر ميبيني آرامم ، سر به زير ، ساكت و گوشه گير ، فقط بي تابي ست

 كه از سوي تو در دلم نشسته است

اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم

هــــــــــوای تو را کرده است و دلـــــــم دیگر طاقت دوری را ندارد

اگر دیدی نیستم ، نه صــــــــدایی و نه خبری از مــــــن نیست بدان که

از عشق تو مرده ام........

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 16:36 توسط اعظم |


 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 16:21 توسط اعظم |


کسی را نمی یابم تا برایش از غمها و دردهایم بگویم و دلتنگی هایم را برایش زمزمه کنم . ................
کسی را نمی یابم تا لحظه های هر چند کوتاه سر بر شانه اش بگذارم و تمام بی کسی ام را به دست فراموشی بسپارم .............
دلی را نمی یابم که یکرنگی اش دلگرمی ام باشد و هیچ گوش شنوایی را نمی یابم تا تنهایی هایم را برایش نجوا کنم ..........

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 15:45 توسط اعظم |


صدای ناله من تو صحن کوچه پیچید
یکی نشنیده بگذشت کسی رندانه خندید
دلم در تاب و تب بود

 کلام یاس ونفرین مدامم ورد لب بود

نبودم لحظه ای شاد تو شبهای غم اباد
ز هجران تو فریاد نکردی از دلم یاد
نکردی از دلم یاد ز هجران تو فریاد

من تنها و دل سرد کشیدم نعره درد
از این عشق دروغین از این رخساره زرد
از این بی همدلی ها دلی دارم پریشان
تو که هرگز نبودی ندیم ما غریبان

نبودم لحظه ای شاد تو شبهای غم اباد
ز هجران تو فریاد نکردی از دلم یاد
نکردی از دلم یاد ز هجران تو فریاد

دلم از جنس شیشه نزن بر ریشه تیشه
نداره تاب تیشه به رغم تیرگیشه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 20:32 توسط اعظم |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 20:25 توسط اعظم |


بگو! هر آنچه دلت خواست تا همان باشد
به شرط آنكه فقط عشق در ميان باشد

به چشم‌هاي من ايمان بياور اي دريا
نگاه سبز تو بگذار بي‌كران باشد

مگر نه چشم تو بايد ميان اين همه رنگ
به رنگ آبي بيرنگ آسمان باشد

كنون كه نام تو شد نام بيقراري من،
گمان مبر به صبوري مرا توان باشد

اگر چه پير مرا عاشقي در آورده‌ست
چه عيب دارد اگر عشق من جوان باشد

من از نهايت جان با تو عشق مي‌ورزم
تو فكر كن كه مرا عشق بر زبان باشد

چگونه از تو نمي گفتم اي غم شيرين!
كه شور عشق تو در چشم من عيان باشد

من از كنار تو امروز مي روم بگذار
كه داغ عشق تو همواره بي نشان باشد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 20:19 توسط اعظم |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 20:17 توسط اعظم |


 

مرگ،خوابي شيرين،

در آغوش خاك گرم كه جسم سرد مرا در آغوش ميگيرد

تا همه ي بي مهري ها وسردي ها و نامردي ها را به فراموشي بسپارم.

و با چه محبتي مهرش را نثارم ميكند بي منت.

و باد كه با وزش بر روي خاكم و نوازشي دلنشين آرامم مي كند

و در لابه لاي درختان برايم آوار مي خواند

و درختان برايم دست مي زنند

و حال با اين ياران ديگر احساس تنهايي نخواهم كرد.

مرگ زيباست براي جسم سردم و روح بلند پروازم

كه باز خواهد گشت در آغوش گرم وبي نهايت محبت او.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 20:14 توسط اعظم |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 20:33 توسط اعظم |


وقتي از مادرم متولد شدم

صداي در گوشم طنين انداخت

که بعد از اين با تو خواهم بود

به او گفتم کيستي؟گفت غم

فکر کردم غم عروسکي خواهد بود

که من بعدها با او بازي مي کنم

ولي بعدها فهميدم که من

عروسکي هستم در دستان غم

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 20:28 توسط اعظم |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 20:26 توسط اعظم |


بازم شب

شب و خیلی دوست دارم

چون اونم مثل من تنهاست

 چون اونم مثل من تاریکه

اونم مثل من با سینه ای پر از غم کینه سکوت کرده

 دوست دارم همیشه تنها باشم

تنهای تنها مثل شب  

همیشه عاشق شب بودم

چون همیشه حق حقوقمو توی سکوت خودش خفه میکنه

چون چشمای خیسمو توی تاریکی خودش گم می کنه

نفسهای تندم را با حظورش درک میکنه

تنه سردم و با صداقتش گرم نگه میداره .....

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 19:58 توسط اعظم |


 

 

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

یه دفعه مثل یه اهو توی صحراها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ رو ندیدی

دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن

اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو

اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو

یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی

پرزدی تو اسمونا رفتی اون دورا نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

یه دفعه مث یه گل رفتی تو دست خزون

سیل بارون و تگرگ میومد از اسمون

بردمت تورو خونه که نریزه رو سرت

که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ نریزه از تویه برگ

من تموم قصه هام قصه ی توست

یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی

اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی

اره پروانه شدم که پرام سوخته شه

که اتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه پر و بالم که راحت شه خیالم

دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

اینقده میگم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 19:46 توسط اعظم |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 15:54 توسط اعظم |


در خواب ناز بودم شبی ..........

دیدم کسی در میزند..........

در را گشودم بر روی او..........

دیدم غم است در می زند .........

ای دوستان بی وفا ...........

ازغم بیاموزید وفا.......

غم با همه ی بیگانگی .........

هرشب به من سر می زند ...........

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 13:13 توسط اعظم |


شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
ميکنم تنها، از جاده عبور
دور ماندند زمن آدم ها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غمها
فکر تاريکي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر ، سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي ، اين شب چقدر تاريک است
خنده اي کو به دل انگيزم؟
قطره اي کو که به دريا ريزم؟
صخره اي کو که بدان آويزم؟
مثل اين است که شب نمناک است
ديگران را غم هست به دل
غم من ليک ، غمي غمناک است


+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 19:10 توسط اعظم |


+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 19:1 توسط اعظم |


 

  شب بود شمع بودومن بودم و  غم            شب رفت وشمع سوخت ومن ماندم وغم

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 16:53 توسط اعظم |


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 16:18 توسط اعظم |


  قنوت چشمانت پيوندي ديرينه دارد با آسمان ...

                                                                 دعا کن عشق برگردد......

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 16:15 توسط اعظم |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم مهر 1388

هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


menu visibility
Put Mouse Over Here here
This is what happens!!


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

menu visibility
Put Mouse Over Here here
This is what happens!!

JavaScript Codes //skip this for now // setInitPositions(dots) } // set their positions for (i = 0; i < nDots; i++) { dots[i].obj.left = dots[i].X; dots[i].obj.top = dots[i].Y; } if (isNetscape) { // start right away since they are positioned // at 0, 0 startanimate(); } else { // let dots sit there for a few seconds // since they're hiding on the real bullets setTimeout("startanimate()", 1000); } } function dot(i) { this.X = Xpos; this.Y = Ypos; this.dx = 0; this.dy = 0; if (isNetscape) { this.obj = eval("document.dot" + i); } else { this.obj = eval("dot" + i + ".style"); } } function startanimate() { setInterval("animate()", 20); } // This is to line up the bullets with actual LI tags on the page // Had to add -DOTSIZE to X and 2*DOTSIZE to Y for IE 5, not sure why // Still doesn't work great function setInitPositions(dots) { // initialize dot positions to be on top // of the bullets in the
    var startloc = document.all.tags("LI"); var i = 0; for (i = 0; i < startloc.length && i < (nDots - 1); i++) { dots[i+1].X = startloc[i].offsetLeft startloc[i].offsetParent.offsetLeft - DOTSIZE; dots[i+1].Y = startloc[i].offsetTop + startloc[i].offsetParent.offsetTop + 2*DOTSIZE; } // put 0th dot above 1st (it is hidden) dots[0].X = dots[1].X; dots[0].Y = dots[1].Y - SEGLEN; } // just save mouse position for animate() to use function MoveHandler(e) { Xpos = e.pageX; Ypos = e.pageY; return true; } // just save mouse position for animate() to use function MoveHandlerIE() { Xpos = window.event.x + document.body.scrollLeft; Ypos = window.event.y + document.body.scrollTop; } if (isNetscape) { document.captureEvents(Event.MOUSEMOVE); document.onMouseMove = MoveHandler; } else { document.onmousemove = MoveHandlerIE; } function vec(X, Y) { this.X = X; this.Y = Y; } // adds force in X and Y to spring for dot[i] on dot[j] function springForce(i, j, spring) { var dx = (dots[i].X - dots[j].X); var dy = (dots[i].Y - dots[j].Y); var len = Math.sqrt(dx*dx + dy*dy); if (len > SEGLEN) { var springF = SPRINGK * (len - SEGLEN); spring.X += (dx / len) * springF; spring.Y += (dy / len) * springF; } } function animate() { // dots[0] follows the mouse, // though no dot is drawn there var start = 0; if (followmouse) { dots[0].X = Xpos; dots[0].Y = Ypos; start = 1; } for (i = start ; i < nDots; i++ ) { var spring = new vec(0, 0); if (i > 0) { springForce(i-1, i, spring); } if (i < (nDots - 1)) { springForce(i+1, i, spring); } // air resisitance/friction var resist = new vec(-dots[i].dx * RESISTANCE, -dots[i].dy * RESISTANCE); // compute new accel, including gravity var accel = new vec((spring.X + resist.X)/MASS + XGRAVITY, (spring.Y + resist.Y)/ MASS + YGRAVITY); // compute new velocity dots[i].dx += (DELTAT * accel.X); dots[i].dy += (DELTAT * accel.Y); // stop dead so it doesn't jitter when nearly still if (Math.abs(dots[i].dx) < STOPVEL && Math.abs(dots[i].dy) < STOPVEL && Math.abs(accel.X) < STOPACC && Math.abs(accel.Y) < STOPACC) { dots[i].dx = 0; dots[i].dy = 0; } // move to new position dots[i].X += dots[i].dx; dots[i].Y += dots[i].dy; // get size of window var height, width; if (isNetscape) { height = window.innerHeight + window.pageYOffset; width = window.innerWidth + window.pageXOffset; } else { height = document.body.clientHeight + document.body.scrollTop; width = document.body.clientWidth + document.body.scrollLeft; } // bounce off 3 walls (leave ceiling open) if (dots[i].Y >= height - DOTSIZE - 1) { if (dots[i].dy > 0) { dots[i].dy = BOUNCE * -dots[i].dy; } dots[i].Y = height - DOTSIZE - 1; } if (dots[i].X >= width - DOTSIZE) { if (dots[i].dx > 0) { dots[i].dx = BOUNCE * -dots[i].dx; } dots[i].X = width - DOTSIZE - 1; } if (dots[i].X < 0) { if (dots[i].dx < 0) { dots[i].dx = BOUNCE * -dots[i].dx; } dots[i].X = 0; } // move img to new position dots[i].obj.left = dots[i].X; dots[i].obj.top = dots[i].Y; } } // end code hiding --> JavaScript Codes